گفتگو با دکتر حسن بشیری

۱- لطفا مختصری از سوابق تحصیلی و خانوادگی و تحصیلات ما قبل دانشگاه خود ارائه فرمایید.  

به نام خدا بنده حسن بشیری متولد سال ۱۳۵۷ در همدان هستم.

دوران دبیرستان در دبیرستان ابن سینا (شاهد کنونی) گذرانده شد.دوره ی کارشناسی را در دانشگاه اصفهان با رتبه ی ۱۰۰۰ منطقه دو قبول شدم و بلافاصله بعد از اتمام مقطع کارشناسی با رتبه ی ۶۷ در مقطع  کارشناسی ارشد رشته ی مهندسی نرم افزار  دانشگاه شهید بهشتی شروع به تحصیل کردم.کارشناسی ارشد سال ۱۳۸۳ به پایان رسید اما همزمان از سال ۱۳۸۱ به عنوان استاده حق التدریس با  دانشگاه بوعلی سینا همکاری داشتم. این همکاری تا سال ۱۸۳۶ ادامه داشت و بعد از آن در دانشگاه صنعتی همدان شروع به کار کردم. رشته ای که برای دکتری انتخاب کردم رشته ی آینده پژوهی (یک موضوع بین رشته ای) است در سال ۱۳۹۵ به اتمام رسید . مدتی که در دانشگاه بوعلی مشغول به کار بودم تیمی تشکیل دادیم به اسم روبوکاب در زمینه ی شبیه سازی دو بعدی کار میکرد بهترین تیم ایرانی از لحاظ دست آورد هایش بود  و یک سال بعد از تشکیل تیم مسئول تیم جناب آقای ضرابی زاده برای ادامه ی تحصیل رفتند کانادا و مسئولیت تیم را من به عهده گرفتم و حدود سه سال با این تیم کار کردیم و مقامات خوبی بدست آورده شد  از جمله دو مقام اولی ایران _دو مقام پنجمی جهان_مقام اول در مسابقات  در امریکا بدست آوردیم.

۲- آیا در مقاطع تحصیلی مختلف همیشه جزو ممتازین درسی بودید؟

من فکر میکنم تنها کاری که بلدم همین درس خوندنه (با خنده ). بله هم در کارشناسی و هم کارشناسی ارشد و در دکتری اگر اول نبودم دوم بودم.

۳- از دوران تحصیلی مختلف چه در دبیرستان چه در دانشگاه یک خاطره که برایتان ماندنی شده است را بفرمایید.

معلم ریاضی ای داشتیم به اسم اقای لطف   ان شاالله هرجا هستند سالم باشند  معمولا کم پیش میومد در مورد موضوعات غیر درسی صحبت کنند. یک روز سره کلاس گفتند من تو این چند سالی که تدریس میکردم باهوش ترین شخصی رو که شناختم…. همه منتظر بودند معلم اسم نفره اول کلاس رو بگن …البته کلاس ما بچه های درس خون زیاد داشت از جمله جناب آقای  مومنی که عضو گروهه مواد دانشگاه خومون هستند. معلم گفتن که من بعد از فارغ التحصیل شدن در رشته ی ریاضی مقطع کاردانی به عنوان سرباز دانشجو به یکی از روستاهای کبودراهنگ رفتم …روزی که رفتم سره کلاس به دانش اموزام گفتم خب بچه ها من معلم ریاضیتون هستم از این به بعد هر سوال ریاضی ای داشتید میتونید از من بپرسید…یکی از بچه ها گفت ماشالا به آقا …دست بزنید…همه دست زدند…منم باحالت عصبی ای گفتم چرا مسخره میکنید؟…پسر بچه جواب د اد جواب دادن به هر سوال ریاضی خیلی عالیه باید برات دست بزنیم دگ…من گفتم البته من کاردانی دارم تا مقطع کاردانی میتونید سوالاتون رو بپرسید…دوباره همه دست زدند…پسر بچه گفت همینارم بلد باشی خیلی خوبه دگ …گفتم البته منظورم همین کتاب راهنمایی شماست…در این حد سوال بپرسید. پسربچه گفت عه آقا اینکه چیزی نیست اینو منم میتونم درس بدم…گفتم ینی چی   چی میگی بیا درس بده ببینم. پسربچه رفت پای تابلو و فوق العاده درس داد. همه ی قسمت های کتاب رو از بحر بود…زنگ تفریح که خورد خیلی پکر و ناراحت به دفتر مدرسه رفتم…معلم ها حالم رو فهمیدند و گفتند چی شده…براشون توضیح دادم …همه معلم ها خندیدند و گفتند نگران نباش کلاس های مارو هم حمید(همون پسر بچه) درس میده. بعد ها متوجه شدیم که همان حمید فوق تخصص مغز و اعصاب گرفته بود و بسیار موفق شده بود. این یکی از جالب ترین خاطراته من بود.

۴- در زمان تحصیل در حوزه های مختلف فرهنگی سیاسی هنری و …فعالیتی هم داشتید؟

سیاسی که اصلا علاقه نداشتم . کار مرتبط با رشته داشتم مثلا کلاس های خصوصی اموزشی داشتم. در شرکت های مختلفی هم کار کردم.البته تمرکز اصلیم روی درسم بود.

۵- آیا قبل از مشخص کردن هدفتان دچار سردرگمی هم بودید؟ اگر بودید چگونه با آن مقابله کردید؟

یه سری سردرگمی ها در زندگی طبیعی هستند.طبیعتا باید مسیر استعدادات و و مسیری که بیشتر ترجیح میدهیم رو در نظر گرفت.البته بعضی اوقات باید برای با خودمان کنار آمدن به خودمان فرصت بدهیم. بعضی از امور با گذشت زمان خود به خود روبه راه میشوند.

۶- آیا از ابتدا به رشته ی تحصیلی خود علاقه مند بودید؟

اصلا…اصلا…من هدفم کامپیوتر نبود…رشته ی معماری  رو دوست داشتم قبول نشدم…تنها درسی که در دبیرستان خوب نفهمیدم درس کامپیوتر بود و نمره ی ۱۶ ای که از این درس گرفتم پایین ترین نمره در طول دوران دبیرستانم بود. ولی به توصیه ی اطرافیان کامپیوتر رو تو فرم انتخاب رشته زدم و قبول شدم.درس مبانی کامپیوتر رو اصلا در ترم اول متوجه نشدم … وحتی تصمیم گرفتم تغییر رشته هم بدم…یا انصراف بدم…اما چند نفر بهم توصیه کردند که ماهیت کامپیوتر همینه و بهش علاقه مند خواهی شد. در تعطیلات عید کتاب کافمن رو سه بار مطالعه کردم و اروم اروم برنامه نویسی را فهمیدم و متوجه شدم وقتی درس برنامه نویسی را بفهمی چقدر جذابه برات…و با این کار برنامه نویسی پیشرفته بالاترین نمره کلاس شدم.

۷- از دوران تدریس خود چه خاطره ی خوبی برایتان به یادگار مانده است؟

موفقیت دانشجویانی که سرکلاس من بودند بسیار من رو خوشحال میکنند  مثلا میلاد شکوهی که در شرکت مایکروسافت یکی از top researcher های اون شرکت هستش. سال سوم دانشگاهش در دانشگاه بوعلی  پیش من اومد و از من پرسید که من چه مسیری رو برم برای تحقیق و پژوهش ، البته دانشجویه متوسط به بالایی هم بود ولی بااستعداد . من براش مسیری رو ترسیم کردم و یک مقاله ی مشترک همون موقع باهم دادیم ، خودش ۶ تا مقاله ی جداگانه داد ، مستقیما برای دکتری به دانشگاه آر ام ای تی استرالیا اپلای کرد. این ها به نظر من بهترین خاطرات دوران تدریس من به حساب می آیند.

۸- چه اتفاق یا اتفاقاتی را به عنوان نقطه ی عطف کاری یا زندگی خود میبینید؟

استاد راهنمای من استاد روحانی یک روز یک بیت رو پای تابلو نوشتند:

علم های اهل حمالشان    علم های اهل تن احمالشان

علم گر بر در زدند یاری بود      علم گر بر تن بود باری بود

و این بیت را توضیح داد. این بیت بسیار برای من شیرین بود و به تبع این شعر من  کل مثنوی را یک بار خوندم وخیلی چیز ها یادگرفتم. و خوشبختانه هنوز هم با استادم در ارتباطم و هر از چندگاهی تماسی داریم.

۹- به نظر شما یک استاد نمونه از چه شاخصه های اخلاقی برخوردار است؟

ابتدا توان تدریس و دوم ارتباط خوبی با دانشجو بتواند برقرار کند . یک مدرس خوب باید بیشتر بچه ها رو درک کند و مشکلاتشان رو ببیند . و من معتقدم تشویق ها بیشتر از تنبیه ها جواب میدهند و سعی بر تشویق داشته باشد.

۱۰- توصیه ی شما به دانشجویان گروهه کامپیوتر چیست؟

یک توصیه برای همه ی داشنجویان دارم ،هدف خود را مشخص کنید و ببینید که ایا مسیری که انتخاب کردید مسیره درستی هست یا خیر ولی بی شک بدونید که کامپیوتر یکی از بهترین رشته هاست.از نظر کار، درآمد، خلاقیت، نوآوری… ولی برای موفق شدن باید واقعا زحمت بکشید .برنامه نویسی کلید موفقیت این رشته است. کار عملی زیاد انجام بدید. یعنی به عبارتی ۲۴ ساعت باید درس بخونید . باید وقت هایی که در دانشگاه هستید مدام پشت  کامپیوتر برنامه نویسی بکنید. و این خیلی دردناک هست که چند سال از عمرتون تو دانشگاه باشید و تخصصی نداشته باشید.  مهم نیست که شما چه کاری رو انجام میدید، مهم این است که در آن کار بهترین باشید.

۱۱- در حال حاضر اوقات فراغت خود را چگونه سپری میکنید؟ از علایقتون بگید.

موسیقی و نواختن ساز رو بسیار دوست دارم،تو تیم فوتبال دانشگاه هستم،  البته بازی کردن دوست دارم نه نگاه کردن. البته اوغات فراغت من داخل کامپیوترهم  هست.

۱۲- آیا برنامه ای برای آینده دارید؟ استراتژی شما در حوزه های فعالیت های آموزشی و پژوهشی چیست؟

یک قسمتی برمیگردد به ارتقا ی خودم در سطح دانشگاه…البته یک بیزینس تجاری هم خارج از دانشگاه انجام میدهم که دوست دارم اون کار رو بیشتر گسترش بدم و حتی دانشجویان مستعد هم به تیم دعوت کنم…دوست دارم توی شرکت های بزرگ  خارج از ایران هم یک تجربه ی کوچیکی داشته باشم.

۱۳- اگر نکته ای مد نظرتون هست بفرمایید.

دوباره میخواهم تاکیید کنم که رشته ی خودتون رو خوب بشناسید و اگر بخواهید و مهارت های خودتان را افزایش بدهید میتوانید بسیار موفق بشید.خواهش میکنم نگذارید وقتتون به بطالت بگذره.

گردآورنده:فاطمه دانش پژوه

 
 

آخرین مطالب منتشر شده در سایت


2 دیدگاه ها

  1. شیوا فاضلی نیکو گفت:

    سلام دکتر بشیری من فاضلی نیکو هستم شاگردتون تو ایرانمهر.شما الگوی من هستید و دوست دارم ی روزی مث شما بشم امیدوارم منو یادتون باشه.

  2. مهن گفت:

    استاد شما مارو شیفته ی کامپیوتر میکنید
    بهترین هارو براتون میخوام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *