گفتگو با مهندس محسن احمدوند

۱-لطفا خودتان را معرفی کنید و مختصری در مورد رزومه تحصیلی و کاری خود توضیح دهید.

محسن احمدوند هستم، در روز ۱۶ آذر سال ۱۳۵۷ در شهرستان ملایر به دنیا آمدم. دوران تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در همین شهر به پایان رساندم.

در سال ۱۳۷۶ در رشته مهندسی کامپیوتر – سخت افزار مقطع کارشناسی دانشگاه تهران پذیرفته شدم. پس از اتمام این دوره و در سال ۱۳۸۱ به ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر گرایش معماری کامپیوتر دانشگاه تهران پرداختم. پس از آن دوره سربازی را نیز به صورت امریه در دانشگاه تهران به اتمام رساندم.

اما  در مورد کار؛

اولین تجربه کاری من در تابستان سال ۱۳۷۷ (پس از پایان سال اول مقطع کارشناسی) بود. چون به استفاده عملی از آموخته های دانشگاه علاقه زیادی داشتم، با تلاش فراوان موفق شدم بدون دریافت حقوق و مزایا، مدت سه ماه تابستان را در یکی از شرکت های نرم افزاری کار کنم. در این مدت با تلاش فراوان موفق شدم با استفاده از از نرم افزار دلفی، پروژه مدیریت اطلاعات املاک مسکن را به انجام برسانم.  این تجربه کاری گام مهمی در خودباوری من داشت. پس از آن هر ساله در سه ماه تابستان به عناوین مختلف و البته بدون دریافت حقوق، تلاش فراوانی می کردم و در انجام پروژه های مختلفی نقش هر چند کوچکی داشتم.

کار رسمی من، همزمان با پذیرفته شدنم در دوره کارشناسی ارشد و از سال ۱۳۸۱ شروع شد.در طول دوره دو ساله کارشناسی ارشد، همزمان با تحصیل در انجام پروژه های تحقیقاتی مختلف دانشگاه تهران حضور فعال داشتم. این فعالیت در تمام دو سال دوره سربازی نیز ادامه داشت و ثمره آن انتشار مقالات متعدد در کنفرانس های خارجی و به نتیجه رساندن سه پروژه کاربردی بود.

پس از اتمام دوره سربازی در سال ۱۳۸۵در شرکت مخابراتی مشغول به کار شدم. زمینه کاری شرکت، طراحی و ساخت سوئیچ های مخابراتی سنترال و PBX بود. در این زمان، من مسئول طراحی بردهای مختلفی بودم و برای انجام پروژه های گوناگون، به راه اندازی و کار با انواع پردازنده های مختلف مانند ARM، AVR ، ۸۰۸۶ ، PIC ، ST10 و MicroBlaze و همچنین انواع FPGA های خانواده Xilinx پرداختم. در سال ۱۳۸۸ در شرکت دیگری مشغول به کار شدم و تجارب جدیدی در زمینه سخت افزار بدست آوردم.

در سال ۱۳۸۹ برای عضویت هیات علمی دانشگاه صنعتی همدان اقدام کردم و از سال ۱۳۹۰ تا به امروز در دانشگاه صنعتی همدان مشغول تدریس می باشم.

۲- آیا در مقاطع تحصیلی مختلف همیشه جزو ممتازین درسی بودید؟

به عنوان نفر اول، نخیر نبوده ام اما همیشه جز ۱۰% اول کلاس بوده ام. شاید اگر شرایط خوابگاه بهتر بود، می توانستم بهتر از این باشم. اما در دوره ی کارشناسی ارشد با اینکه کار هم می کردم، اولین نفری بودم که موفق شدم از پایان نامه ام دفاع کنم. البته این کار نتیجه یک تلاش شبانه روزی فوق العاده بود. طوری که من همه ی روز های هفته حتی جمعه ها و تعطیلات رسمی از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ شب دانشگاه بودم و بخشی را به مطالعه و پیاده سازی پایان نامه ام می پرداختم و بخشی از زمانم را به انجام وظایف کاری ام در دانشگاه اختصاص می دادم.

۳- آیا از همان ابتدا به رشته ی تحصیلی خود علاقه مند بودید؟

بله دقیقا هدفم مشخص بود و با علاقه و دید کامل رشته ام را انتخاب کردم. انتخاب رشته من برای کنکور سراسری به ترتیب کامپیوتر شریف ، کامپیوتر تهران ، کامپیوتر امیرکبیر بود. برای کارشناسی ارشد هم از مدت ها قبل گرایش مورد نظرم را انتخاب کرده بودم.

۴- آیا قبل از مشخص کردن هدفتان دچار سردرگمی بودید ؟ چطور با آن مقابله کردید ؟

در دانشگاه هیچ وقت سردرگم و نا امید نبودم. با وجود سخت گیری های زیادی که در دانشگاه وجود داشت، با کمی تلاش، تمام مشکلات  درسی برطرف می شدند. اما در محیط کار خیلی وقت ها احساس می کنی به بن بست رسیده ای. از انجام یک کار نا امید، سردرگم و نگران می شوید. در این مواقع معمولا کمک خواستن از خدا، تلاش بیشتر، تمرکز بالا و مشاوره با همکاران به انسان کمک می کند تا از بن بست خارج شود. به تجربه به من ثابت شده که زمانی که حس می کنی به بن بست رسیده ای و از به نتیجه رسیدن یک کار نا امید هستی، خیلی به موفقیت نزدیک شده ای و فقط کافیست با درک درست شرایط و با دید باز، تلاش بیشتری انجام دهید. وقتی یک پروژه عملی با موفقیت به پایان می رسد، تمام سختی هایی که برای انجام آن متحمل شدی با شادی و احساس رضایت خاصی عوض می شود و  این حس به شما اعتماد نفس بسیار بالایی می دهد.

۵- چه اتفاق یا اتفاقاتی را به عنوان نقطه ی عطف کار و زندگی خود می دانید ؟

آشنایی با دکتر نوابی و مرحوم دکتر فخرایی، نقطه عطفی در کار و زندگی من بود. در میان تمام اساتید خوب دانشگاه تهران، دکتر نوابی و مرحوم دکتر فخرائی کاملاً خاص بودند. این دو بزرگوار در زمینه آموزش و پژوهش، استاندارد بسیار بالائی را اجرایی می کردند و هر دانشجویی در این استاندار به بهترین شکل ممکن به تلاش و کوشش می پرداخت.

با وجود اینکه برای هر دو بزرگوار امکان سکونت در امریکا و تدریس در دانشگاه های امریکا وجود داشت اما ایران و دانشگاه تهران را انتخاب کرده بودند و همیشه به دانشجویان تاکید می کردند که در کشور خودشان بمانند و با تلاش و کوشش به آبادانی ایران عزیز کمک کنند. حتی تاکید داشتند که افرادی که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور اعزام می شوند پس از اتمام تحصیلات به ایران برگردند.

۶- توصیه شما به دانشجویانی که به دلیل وجود برخی مشکلات به فکر اَپلای و مهاجرت از کشور هستند چیست ؟

باید ببینید که این کار با چه دیدی انجام می شود؟

اگر اپلای کردن و به خارج رفتن دانشجو ها برای این باشد که بتوانند از امکانات و دانش تخصصی خارجی ها استفاده کنند و با دست پر به مبارزه با مشکلات بپردازند، که بسیار عالی و قابل تقدیر هست. اما اگر اپلای کردن و به خارج رفتن برای فرار از مشکلات باشد و به قولی که گفته می شود”از این ستون به اون ستون فرجه” ، این کار برای فرار از شرایط زندگی امروزی باشد تا شاید چند روزی را در محیط جدید سرگرم باشند، هیچ ارزشی ندارد. اگر هدف انسان فرار از مشکلات و سختی ها باشد مطمئن باشید که چنین تفکری محکوم به شکست است.

به نظر من تحصیل دکترا درخارج از کشور کار بسیار خوبی است. پس اگر بچه ها توانایی این کار را دارند، به هیچ وجه کوتاهی نکنند. اما هدف شما از این کار نباید فرار از مشکلات باشد بلکه باید با این دید باشد که تحصیل دکترا باعث بالا رفتن اراده و توانایی شما می شود و با این وصف شما بهتر می توانید با مشکلات رودرو شوید.

۷- به نظر شما یک استاد نمونه از چه شاخصه هایی برخوردار است ؟

این مساله را باید از دانشجویان سوال کنید اما به نظر من یک استاد باید سعی کند اطلاعات به روزی داشته باشد، دانش مناسبی در تمام زمینه های  مرتبط با درسی که ارائه می کند، داشته باشد. اخلاق و رفتار مناسبی داشته باشد و بسیار منظم باشد.

۸- توصیه ی شما به دانشجویان گروه کامپیوتر چیست ؟

دانشگاه تعیین کننده ی نوع کار شما در آینده نیست. پس اگر فکر می کنید سطح دانشگاه صنعتی همدان در حدی که شما آرزویش را دارید، نیست؛ نباید نگران و ناراحت باشید. مهم ترین عامل برای موفقیت شما در آینده تلاش و پشتکار شماست. این دو فاکتور از میزان استعداد شما هم مهم تر و تاثیرگذار تر است.

سعی کنید در دوران دانشجویی با یک برنامه ریزی دقیق، به صورت مناسبی از وقتتان استفاده کنید. دانشجو هم باید تفریح داشته باشد و هم تا حد خوبی به برنامه های درسی اش بپردازد. برنامه ریزی خیلی مهم هست.

سعی کنید نهایت استفاده را از کلاس های درسی و آزمایشگاه ها ببرید. همین اطلاعات و دانش شما در آینده کاری تان بسیار تاثیر گذارند. سعی کنید یک مهندس با سواد باشید.

۹- در حال حاضر اوقات فراغت خود را چگونه سپری می کنید؟ از علایقتون بگید .

به موسیقی علاقه دارم مخصوصا سالار عقیلی، حسام الدین سراج و علی زند وکیلی. به کوه نوردی هم علاقه خاصی دارم.

۱۰- آیا برای آینده خود برنامه ای دارید ؟ استراتژی شما در حوزه های فعالیت های آموزشی و پژوهشی چیست ؟

برنامه و تمرکز من بیشتر در زمینه فعالیت های آموزشی هست. کشور ما امروزه به وجود مهندسان کار کشته و با دانش نیاز فراوانی دارد. متاسفانه فاصله میان مباحث پژوهشی با مسائل و مشکلات صنعت کشور ما زیاد هست و عملاً در صد زیادی از تحقیقات انجام شده در دانشگاه ها، کارایی خاصی در صنعت ندارند. لذا تلاش من همیشه در این جهت بوده و هست که بتوانم هر دوره به پرورش و رشد چند مهندس خوب و با سواد کمک کنم. به این امید که این مهندسان بتوانند در آینده کشور نقش مهمی ایفا کنند و باعث رشد و پیشرفت ایران عزیز باشند.

گردآورنده: یوسف اردلان

 
 

آخرین مطالب منتشر شده در سایت


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *